جمعست؟!عاره بابا امروز همون جمعیی هست که خانواده ها دوره هم جمع میشنو میگنو میخندن=") عاره بابا امروز همون روزیه که دلتنگی و غروبش بیشتر تو چشم میاد نه برا بقیه ها عاره برا ماها بیشتر تو چشع غروبش برا
نکه بد باشم خوبم ولی اون ته ته های دلم یه غمیه که چند سالِ قصد رفدنو تموم شدن نداره!امروز انقد تو مسیر جاده ابریشم به ساختمونا ی دانشگاه باو فاطمه عو خواهرش گفدیمو خندیدیم که نگم:)ولی میدونین خنده های من عز ته دل نبود نکه برا الان باشه ن دیگه چند سال خنده هام عز ته دلم نیستن!
نمیدونم چی درسته یا غلط . نمیدونم تو این نقطه از زندگی باید گیو اپ کنم یا بلند شم به خودم بیام و فلان . احساس میکنم ادامه دادن هیاهویی برای هیچه . احساس میکنم مخمصهایه که خودم خودمو با رضایت قلبی انداختم توش و حالا حق اعتراض ندارم . ولی خب . نمیدونم . شاید بعدا نظرم عوض شد . شاید حس رقابتجویی درونم زنده شد باز . همونجوری که پارسال زنده بود . فعلا فقط ادامه میدم .